در اقتصاد دانش بنیان اندازه گیری بهره وری و محاسبه خروجی نیروهای دانشی به راحتی ممکن نیست.کیفیت، مدت زمان انجام پروژه یا محصول خروجی نمی تواند به تنهایی نشان دهنده بهروری شخصی باشد.
اگرچه اندازه گیری بهره وری کارکنان دانشی و افزایش آن آسان نیست، اما موارد زیر بر کاهش بهره وری کارکنان تاثیرگذار است:

1-عدم تعلق سازمانی: بهره وری کارکنان هنگامی که تعلق سازمانی نداشته یا وابستگی احساسی کمی به سازمان داشته باشند،

با احتمال زیادی کاهش خواهد یافت. گزارش گالوپ در سال 2015 نشان می دهد سازمانهایی که تعلق سازمانی کارکنان در آنها بالاست، 21% عملکرد بالاتری نسبت به سایر سازمانها دارند. ارتباط احساسی کارکنان با یک سازمان، بر انگیزه و میزان مشارکت آنها در موفقیت سازمان موثر است.
برای افزایش تعلق چه باید کرد؟ تشریح روشن و واضح ارزش های شرکت، ایجاد حس عمیق و مثبتِ داشتن هدف، جلب مشارکت کارکنان در پروژه های سازمانی، القا و ایجاد این باور که کارکنان جزیی از سازمان هستند و موفقیت سازمان مرهون تلاش های آنهاست و قدردانی و تشویقِ به موقع و متناسب از جمله عوامل اثرگذار در افزایش تعلق سازمانی است.
به نظر می رسد کارکنان برای سازمانها و مدیرانی بهتر کار می کنند که حس تعلق بیشتری به آنها دارند.

2-مدیریت عملکرد غیر اثربخش: مطالعات گالوپ نشان می دهد نیمی از کارکنان سازمان نمی دانند که مدیرانشان چه انتظاری از آنها دارند. حتی در این مطالعه مشخص شده که اثر تشریح انتظارات مدیر در موفقیت و بهبود عملکرد کارکنان بیشتر از تاثیر مشخص بودن شرح وظایف آنهاست. وقتی انتظارات به درستی بیان نشود، اولویت های کاری به اشتباه تعیین می شود، دوباره کاری ها یا خطاهای کاری افزایش می یابد. توضیح انتظارات، 5% تا 10% عملکرد کارکنان را بالاتر خواهد برد. به همین دلیل است که اصرار می شود مدیران در بازه های زمانی کوتاه مثلا سه ماهه یا شش ماهه اهداف واحد را به کارکنان بیان نموده و آنها را با خود همراستا نمایند.

3-نبود آموزش، توسعه و مربیگری به هنگام: درست است که تعیین هدف و تشریح هدف برای کارکنان خوب است، اما شرط کافی برای افزایش بهره وری کارکنان نیست. مدیران باید به طور مرتب به کارکنان بازخور داده، دانش و مهارتهای لازم را به آنها آموزش دهند، مشکلاتشان را حل کنند و مانند یک مربی کنارشان باشند. برخی از کارکنان دوست دارند به تنهایی مشکلات کاری را حل کنند که علیرغم مثبت بودن موضوع، در صورتی که به درستی مدیریت نشود، می¬تواند موجب کند شدن کار و کاهش بهره وری شود. یک تحقیق در دانشگاه میشیگان غربی نشان می دهد بازخور و آموزش به موقع، 5% تا 20% عملکرد را افزایش می دهد.

4-جلسات بیش از حد: برگزاری جلسات پشت سرهم باعث می شود که کارکنان وقت کافی برای تمرکز بر روی یک موضوع نداشته باشند، یا اینکه نتوانند بین جلسات به پشت میز خود برگردند و بخشی از وظایف روزانه خود را با آرامش و دقت پیش ببرند. باید فرهنگ سازمان را به سمتی برد که جلسات در کوتاه ترین زمان ممکن و نتیجه گرا برگزار شوند تا موجب خستگی نشوند. تعیین روزهایی با عنوان “روزهای بدون جلسه” به افزایش تمرکز کارکنان کمک خواهد کرد.

5-دلایل غیر کاری: همیشه کاهش بهره وری به محیط کار بر نمی گردد. گاهی اوقات پرسنل مشکلات شخصی و خانوادگی ای دارند که در صورتی که به موقع حل نشده یا به آنها کمک نشود بر بهره وری آنها اثر مستقیم خواهد داشت. از بهترین روشها برای کاهش اینگونه استرس ها و ناراحتی ها، برگزاری جلسات دوستانه، شنیدن صحبت های و ارائه راهکار در صورت امکان است. در شرایط سختتر حتی می توان پیشنهاد استفاده از مرخصی را مطرح کرد. کارکنان برای افرادی که آنها را درک می کنند و راهنمایی شان می کنند، با انگیزه تر، موثرتر و بهتر کار می کنند.

گلنوش طوطیان